فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )

مقدمه 25

چهارده رساله ( فارسى )

و اقتناص كرده است اگر نسبت پرتونامه بشيخ اشراق مقطوع باشد نسبت روضة القلوب بافضل الدين كاشانى مظنون « 1 » خواهد بود زيرا كه قطع نظر از سياق عبارت و روش نگارش در صفحه 295 گويد من درين باره دو بيتى گفته‌ام يك‌چند بتقليد گزيدم خود را و در يك نسخه در جستن جام جم جهان پيمودم و هر دو را يك مضمون مقصودست اين رباعى را در ضمن رباعيّات افضل الدين آورده‌اند اگر اين انتساب قطعى بود بطور قطع مؤلف روضة القلوب را شناخته بوديم ولى نسبت رباعى يقين‌آور نيست و دليل استحسانى است به هرحال با در نظر گرفتن انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال گوئيم . ابو الفتوح يحيى بن حبش بن اميرك ملقب بشهاب الدين دانشمند سهروردى عارف حكيم اشراقى معروف است كه بجرم فضل و دانش كشته شد . از دانشمندان بنام قرن ششم در معقول و منقول مشار با لبنان زمان بود حكمت و اصول فقه را در شهرستان مراغه نزد مجد الدين جيلى ديده و بمصاحبت فخر الدين رازى رسيده ابن اصيبعه در طبقات الاطباء پس از آنكه فضل او را ستوده و هوش مفرط و ذكاء او را در حدّ اعلى تمجيد نموده گويد و كان علمه اكثر من عقله دانشمندان معاصر در اين گفتار تأمل بيشتر كنند باشد كه وجه تأمل را در يابند نگفته بدانند و ننوشته بخوانند و تصور نكنند كه مدح و قدح و ستايش و نكوهش با هم سازش ندارند و فراهم نيايند بلى ممكن است در تشخيص اين مورد اشتباه كرده باشند . مردى دانشمند شاعرى ارجمند نويسندهء هنرمند متفكّرى دانا و صاحب قلمى توانا بود در علوم عقلى و نقلى دست داشت تلويحات و هياكل النورية و حكمة الاشراق بيادگار گذاشت در اصول فقه كتابى بنام تنقيحات نبشته است ابن خلكان مىنويسد كتاب معروف و بغربت غريبه كه بسبك رسالة الطير و داستان حى بن يقظان شيخ رئيس است اثير نفيس اوست و در آن داد سخن داده و به خوبى از عهده بر آمده است و در بيان اصطلاحات حكما و روش فلاسفه در پرورش نفس فروگذار نكرده عجبتر اينكه از فلسفه شيخ رئيس متأثر شده در نظم و نثر او اين حقيقت پيدا و اين معنى هويداست در مقابل قصيدهء

--> ( 1 ) - در ضمن تأليفات عين القضاة همدانى نيز نام روضه بدون مضاف اليه برده مىشود